مردی  که تازه نامزد کرده بود و قصد داشت که ماه آینده مراسم عقد را انجام دهد به قصد خرید انگشتری برای نامزد خود وارد بازار طلا فروشی شد بعد از قیمت گرفتن از چند مغازه وارد یکی از مغازه ها شد و بعد از قیمت گرفتن درخواست تخفیف کرد اما فروشنده با گفتن به جان خودم که کمتر از این نمیتوانم بدهم قانع شد هنگام پرداخت متوجه شد که پول همراه خود ندارد ولی انگشتر طلایی بدست دارد و به فروشنده گفت آن را با این انگشتر عوض میکنم مغازه دار بعد از دیدن انگشتن مرد گفت که شما باید فلان مبلغ نیز زیادی بدهید تا معامله سر بگیرد مرد که پولی نداشت مبلغ را با ویزا کارت خود پرداخت نمود و انگشتر را خرید و رفت

در این داستان چهار مورد اشکال شرعی وجود دارد هر مورد را با ذکر دلیل بیان نمایید

مهلت ارسال جواب تا  پایان روز یکشنبه ۲۸/۲/۲۰۱۰