نماد روستای محلچه
ماه مبارک رمضان بود که به اتفاق ابراهیم محمدی در یک بعد از ظهر جمعه برای گشت و گذار به اطراف محلچه رفتیم ابراهیم گفت که میخواهم به چکچک بروم و به آنجا سری بزنم من فقط این را میدانستم که چکچک مسیر صعب العبوری است که زینل آباد را به گراش وصل میکند و از بعضی از قدیمیها شنیده بودم که از این مسیر به گراش رقته بودند و اطلاعات خاص دیگری نداشتم حس کنجکاوی مرا بسیار مشتاق کرد تا به آنجا بروم و از نزدیک این مسیر را ببینم در طول مسیر ابراهیم برایم تعریف کرد که در میانه مسیر چند خانوار از زینل آباد یا گراش در کنار چشمه ای که تنها تامین کننده آب مصرفی آنهاست زندگی به سختی زندگی میکنند من با خودم گفتم در این زمانه که عصر ارتباطات و تکنولوژی به اوج خود رسیده زندگی کردن در یک بیابان و دور از هیایوی جامعه دیگر تمام شده

خلاصه به نزدیکی مکان مورد اشاره که رسیدیم از دور بوی آبادی میامد آبگیری که قطره قطره آبی که از دل کوه خارج میشد مانند صدفی که مروارید را در دل خود جا  میدهد اینگونه آبها را در خود ذخیره میکرد گویا که خبر داشت هم اینک کسی میاید که این مایع حیات را با خود به همراه ببرد غرق در عظمت خداوند از اینکه در این بیابان لم یزرع چگونه بهشتی به این کوچکی را در خود نگاه داشته است

اندکی که گذشت دخترکی از دور با چند ظرف کوچک برای بردن آب به سوی چشمه میامد به نزدیکی ما که رسید به آبگیر نگاهی کرد و نفس راحتی کشید بیچاره شاید فکر میکرد که اندک آب موجود در آبگیر را تمام کرده ایم شروع به پرکردن ظرفهایش از آب چشمه نمود از او سوال کردم همیشه این چشمه اینگونه آب میاید به ما گفت که در مواقعی که خشکسالی در این منطقه حکم فرما میشود آب این چشمه هم کم میشود که کفاف مصرف ما را نمیدهد ولی افرادی هستندکه از جاهای دورتر که آب هست با تانکر برکه کوچکی را که در این نزدیکی قرار دارد پر از آب میکنند (از بردن اسم این افراد به خاطر اینکه شاید به منزله خودنمایی تلقی شود معذورم ) خدا به آنها جزای خیر دهد دخترک ظرفهایش را که پر از آب کرد آنها را بر روی الاغی که به همراه داشت گذاشت و رفت البته چند الاغ دیگر نیز در کنار چشمه بسته شده بودند که به نظرم متعلق به افراد آبادی بود ولی من اولین بار بود که این طور زندگی کردن را میدیدم و فقط آنرا در کتابها خوانده بودم تجربه خوبی برای من بود

منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت 

اکنون سخن سعدی را به خوبی درک میکنم خدا را شکر که از نعمت بی پایانش ما را بهره مند کرده است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 9:43  توسط محمد کریمی  |